خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
279
نهج البلاغة ( فارسي )
روزى كه همهء اندوختهها براى آن روز است عمل كنيد . روزى كه رازهاى درون آشكار شود ، كسى را كه عقل حاضر خود سود ندهد ، عقلى كه غايب از اوست ، عاجزتر از آن است كه سودش دهد . از آتشى كه گرميش سخت است و ژرفايش بسيار و زيورش آهن [ و نوشيدنيش چرك وريم ، ] بپرهيزيد . بدانيد ذكر خيرى كه خدا در دهان مردم اندازد از مالى كه به ميراث مىگذارد تا ديگران بخورند و زبان به سپاس نگشايند ، بسى بهتر است . 120 سخنى از آن حضرت ( ع ) يكى از اصحابش برخاست و گفت : ما را از حكميت منع مىكردى و سپس خود حكمى برگماشتى ندانيم كداميك از اين دو به صواب نزديكتر است ، على ( ع ) دست بر دست زد و فرمود : اين است جزاى كسى ، كه آنچه را كه بر آن پيمان بسته به كار نبندد . به خدا سوگند ، هنگامى كه شما را فرمان دادم به آنچه فرمان دادم ، شما را به كارى ناخوش آيند واداشتم ، ولى ، كارى بود كه خدا خير شما را در آن نهاده بود . اگر استقامت ورزيده بوديد ، شما را راه مىنمودم و اگر به راه كج مىرفتيد به راه راستتان مىآوردم و اگر سر بر مىتافتيد ، چارهء كار شما مىكردم . اين روشى درست و رأيى استوار بود . اما به كه و با چه كسى مىخواهم درد خود را به شما درمان كنم و حال آنكه شما عين درد من هستيد . همانند كسى كه بخواهد با نوك خارى ، خارى را از پاى بيرون كند و مىداند كه خار به خار متمايل است . بار خدايا ، پزشكان اين درد بيدرمان از علاج ملول شدهاند و آنان كه مىخواهند با طنابها از چاه ژرف آب بكشند ، خسته و درمانده گشتهاند . كجايند آن مردمى كه چون به اسلام دعوتشان كردند پذيرفتند و قرآن را مىخواندند و نيكو در مىيافتند و چون به جنگ بسيج مىشدند چنان با شوق تمام به حركت مىآمدند ، كه ماده شترى مشتاقانه به سوى فرزندش مىرود . شمشيرها را